X
تبلیغات
اميرعلي عشق ما

اميرعلي عشق ما
روزنگار اميرعلي كوچولوي مامان
...
نوشته شده در تاريخ 90/12/11 توسط ماماني
چيزي به پايان سال نود نموده سالي كه با همه ي خوبي ها و بديهاش داره تموم ميشه ...

اميرعلي كوچولوي من كه اول سال نود كه حرفاي كمي بلد بود الان يه اصطلاحاتي استفاده ميكنه كه دهن آدم وا ميمونه مخصوصا از وقتي رفته مهد

برامون داستان ميگه شعر مي خونه نظر ميده مثلا چند روز پيش داشت برام كدو قل قل زنو تعريف ميكرد:

يچي بود يچي نبود يه خاله پيرزني بود كه ميخواست بره خونه دخترش اما تو راه آقا گرگه  بهش گفت من گرسنمه ميخوام بخورمت خاله پيرزن گفت منكه نم نم (امیرعلی کوچولو که بود وقتی شیر میخواست می گفت نم نم با کسره ) ندارم که تو منو بخوری  من و شوشو دهنمون وا مونده بود

شعرا و داستانای زیادی بلده عاشق انگری برد و تانک بازیه وقتی هم که میبازه کلی جیغ و داد میکنه

چند روز قبل تر دوستم با دخترش که ۱۱ روز از امیرعلی بزرگتره اومده بودن پیشمون امیرعلی به دختر دوستم میگه :

ریحانه من آهنگ میزنم تو برقص گفتم مامانی از حالا ؟؟؟؟

مامانم رفته بود مکه یکی ازش پرسید مامان جون جونی کجاست گفت رفته خونه خدا برام کامپیوتر کوچولو بخره (لپ تاپ ) همش ماله خودم باشه !!!

چند روز بعد هم تو ماشین دیدم دستاش رو به حالت دعا برده بالا گفتم چیکار میکنی گفت دعا میکنم ازش پرسیدم چی دعا کردی ؟

امیرعلی : گفتم خدایا مامان جونم از خدا بیاد !!!!!!

یکی دو ماه پیش شب که داشتیم میرفتیم خونه دیدم دستشو حالت کلت کرده میگه میخوام خاله اکرمو بکشم گفتم واسه چی ؟ گفت کاره بد میکنه حرف بد میزنه

منم گفتم نه نکشش بهش بگو خاله اکرم حرف بد نزن کار بد نکن گفت باشه ...

بعد از چند دقیقه دیدم با انگشتش که شکل کلت کرده بود گفت دوشو دوشو

پرسیدم چیکار کردی ? گفت خاله اکرمو کشتم  

اینم نتیجه نصیحت من !!!!!!!

خلاصه حرفاش كاراش خيلي زياده

 

 


نوشته شده در تاريخ 90/10/23 توسط ماماني
سلام اينم يه سري عكس جديد از آقا اميرعلي


نوشته شده در تاريخ 90/10/16 توسط ماماني
سلام

اينا چدتا از عكساي قبلي اميرعلي هست

اين عكس اولين باريه كه دو سه قدم راه رفت


.: Designed By Night-Skin.com :.


[ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ]